آیا من چاق هستم؟

آیا من چاق هستم؟

آیا من چاق هستم؟ ای اینه سخنگو! ایا من چاق هستم؟ این سوالی است که معمولا افراد جلوی آینه از خود می پرسند. فاکتور های مهمی برای زیبایی ظاهری وجود دارد که تناسب اندام از مهم ترین آن ها است. حتما شما هم افراد چاق و مشکلات آن ها را دیده اید. یا افرادی که هر وقت آن ها را میبینید رژیم هستند. در این مقاله، به مفاهیم جامعه شناختی و درک اینکه چرا چاقی یک مشکل همه گیر و جهانی است می پردازیم.

چاقی چیست؟

چاقی، یکی از  بیماری های جدی و شایع در سراسر جهان است، که به نگرانی گسترده ایی تبدیل شده است. اضافه وزن طبق تعریف علمی، شرایطی است که به موجب آن چربی های غیر طبیعی  به صورت توده هایی در بدن تجمع می یابند.

از سال ۱۹۸۰ این معضل در جهان دوبرابر شده است وطبق امار رسمی  بیش از ۱.۴ میلیارد بزرگسال، دارای اضافه وزن بودند. از این تعداد بزرگسال ۲۰۰ میلیون مرد و تقریبا ۳۰۰ میلیون زن چاق بودند. عوامل خطر زیادی برای ابتلا به چاقی وجود دارد. عمده ترین علت آن  معمولا به دنبال استفاده بیش از حد از رژیم غذایی ناسالم و عادات غذایی غلط است.

با صنعتی شدن شهر های بزرگ در دنیا و افزایش افراد شاغل ، زمان برای آشپزی و تهیه وعده های سالم از بین رفت. بجای ان فست فود ها به چرخه غذایی راه یافت. امروزه، افتتاح تعداد زیادی از مراکز فروش فست فود در گوشه و کنار دنیا رو به افزایش است.

 

 

عادات  غذایی بد و  چاقی

علاوه بر برهم خوردن عادات و رژیم های غذایی، سبک زندگی ها هم دچار تغییراتی شده است. افراد چندین ساعت با یک جا نشینی و کمبود فعالیت های بدنی، به بروز علایم افزایش وزن دامن می زنند. براساس یافته های پزشکی، افزایش وزن باعث بروز بیماری های مزمن و جدی خواهد بود. دیابت نوع ۲، فشار خون بالا، انسداد رگ های خونی و خیلی بیماری های دیگراز جمله مهم ترین ها هستند. با افزایش تعداد افراد مبتلا، جمعیت بیشتری در معرض خطر قرار دارند. بر این اساس، اینگونه می توان استنباط کرد که چاقی با افزایش تعداد مرگ و میر ارتباط مستقیم دارد.

 

عادات  غذایی بد و  چاقی

شکل شماره یک : عادات غذایی بد و چاقی

 

 

وضعیت اقتصادی-اجتماعی و چاقی

از لحاظ اسیب شناسی، نابرابری اقتصادی-اجتماعی  به عنوان عامل شیوع  در میان جامعه  تعریف می شود. یافته ها  حاکی از آن است،  با افزایش نابرابری دردرامد، در بسیاری از کشور ها از جمله بلغارستان، لهستان، رومانی و روسیه،  نیز در حال افزایش است.

 

یکی از مواردی که تفاوت های اقتصادی -اجتماعی را متمایز میکند این است که،احتمال افزایش وزن در میان زنان در طبقات اقتصادی- اجتماعی پایین تر۶ برابر بیشتر از زنان سطوح بالاتر این طبقات میباشند . درنتیجه این تحقیقات، مردمان جامعه ای با وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر، در معرض خطر کمتری برای ابتلا به چاقی هستند.

 

عوامل تاثیرگذار در چاقی از نظر وضعیت اقتصادی -اجتماعی چیست؟

انتخاب رژیم غذایی اغلب با ملاحضات اقتصادی –اجتماعی مرتبط است. طی تحقیقات انجام شده توسط مکی و راین(۲۰۰۵)، عوامل عمده تاثیر گذار درانتخاب مواد غذایی عبارت اند از : استطاعت مالی، دسترسی به مواد غذایی و دیگر موارد مربوط به کیفیت مواد غذایی می باشد.

مسئله استطاعت مالی منطقی است. زیرا افرادی که از نظر اقتصادی-اجتماعی در وضعیت پایین تری قرار دارند، روبه افزایش وزن  هستند. چراکه توانایی خرید میوه و سبزیجات تازه را ندارند. عضویت در سالن های ورزشی معمولا هزینه زیادی دارد و افراد با سطح درامد پایین  از پس هزینه های آن بر نمی آیند.

نتایج حاصله از این تحقیقات حاکی از آن است، هزینه غذا، یکی از موانع ایجاد رژیم های غذایی سالم به ویژه در خانواده های کم درامد است. غذاهای چرب و با میزان قند بالا،  از نظر ارزش غذایی نسبت به گوشت بدون چربی، ماهی، سبزیجات تازه و میوه هزینه کمتری دارند.

 

مشاغل و چاقی

واقعیت این است که، فقط سطح درآمد و رژیم غذایی سالم ، به تنهایی عوامل زمینه ساز اضافه وزن نیست.

تجزیه تحلیل های انجام شده توسط دفتر آمار ملی (NOS) نشان می دهد، افراد با سطح اقتصادی پایین تر درک کمتری نسبت به وزن خود دارند. درنتیجه کمتر به اندازه گیری وزن، رژیم غذایی و(BMI)  توجه دارند.

خصوصا در منطقه های محروم، برای انتخاب سبک زندگی سالم با محدودیت های ساختاری، اجتماعی و مالی روبرو هستند. دروحله دوم، محله های فقیر ترنسبت به محله های مرفه تر، فرصت های ساختاری کمتری برای ارتقا سطح سلامتی را در اختیار دارند.

چاقی و قومیت

قومیت، شامل خواستگاه های  مشترک با زمینه های اجتماعی ، فرهنگ و سنت های مشترکی که متمایز هستند و بین نسل ها حفظ می شوند، تعریف می شود. براساس شواهد بدست امده از نظر سنجی های ملی در رابطه با اختلافات اجتماعی و شیوع اضافه وزن، اقلیت های قومی بیشترین میزان اضافه وزن را دارند.

هندرسون و کلی (۲۰۰۵)، اظهار داشتند که این نابرابری ها به دلیل وجود تبعیض طبقاتی  در جامعه وجود دارد. آن ها معتقد هستند که افراد دارای پول، قدرت، اعتبارو ارتباطات اجتماعی، در کنترل این معضل فراگیرموفق تر عمل می کنند. چرا که با داشتن توانایی تهیه رژیم غذایی سالم و یا داشتن فرصت های بیشتر برای ورزش و بازی های ایمن، طبقه اجتماعی  خود را از قومیت های دیگر جدا ساخته اند.

خطر ابتلا به چاقی در گروه های قومی سیاه پوست به طور قابل توجهی بالاتر از قومیت های اسیایی دیگر و سفیدپوست است.

 

 

تبعیض و تعصب

افراد دارای اضافه وزن معمولا بخاطر این مشکل خود مقصر شناخته می شوند. دید جامعه نسبت به این افراد با کلیشه های منفی و فقدان انظبات اجتماعی همراه است. مثلا بخاطر سنگینی دچار بسیاری از محدودیت های اجتماعی هستند.

نگرش جامعه نسبت به افراد چاق، یکی از نگرانی های بهداشت عمومی است. میزان اعتماد به نفس در این افراد کاهش می یابد و بسیار اسیب پذیر هستند.عدم تایید این افراد در جامعه باعث می شود که در معرض بی عدالتی اجتماعی، برخورد ناعادلانه قرار گیرند و در نتیجه  دچار اختلال در کیفیت زندگی شان می شوند.

کراولی (۲۰۰۴) در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در زنان بین وزن بدن و دستمزد رابطه منفی وجود دارد. استدلال او به این گونه است که چاقی فرد باعث  کاهش دستمزد وی  می شود.

نتیجه گیری

 

 

 

منابع:

 

https://nursinganswers.net/essays/sociological-concepts-helping-understand-obesity-health-and-social-care-essay.phP